نون شب ....
  
 نون شب از همه چی توی این دنیای پر هیاهو مهم تره که که بعضی ها بخاطرش هر کاری می کنن.تا شب خوب بخوابن ...!!!
 
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو
لوگوی من



موضوع بندی

مجموعه فیلمها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 25 تیر ماه سال 1385
روز مادر مبارک

در خانه خود نشسته ام ناگاه  

مرگ آید و گویدم: ( ز جا برخیز

این جامه عاریت به دور افکن

وین باده جانگزا به کامت ریزا )

خواهم که مگر ز مرگ بگریزم

می خندد و می کشد در آغوشم،

پیمانه ز دست مرگ می گیرم

می لرزم و با هراس می نوشم!

آن دور، در آن دیار هول انگیز

بی روح، فسرده، خفته در گورم

لب بر لب من نهاده کژدم ها

بازیچه مار و طعمه مورم

در ظلمت نیمه شب، که تنها مرگ

بنشسته به روی دخمه ها بیدار،

وامانده مار و مور و کژدم را

می کاود و زوزه می کشد کفتار...!

روزی دو به روی لاشه غوغا یی ست

آنگاه، سکوت می کند غوغا

روید ز نسیم مرگ خاری چند

پوشد رخ آن مغاک وحشت زا

سالی نگذشته استخوان من

در دامن گور خاک خواهد شد.

ای رهگذران وادی هستی!

از وحشت مرگ می زنم فریاد

بر سینه سرد گور باید خفت

هر لحظه به مار بوسه باید داد!

ای وای چه سرنوشت جانسوزی

این است حدیث تلخ ما، این است.

از گور چگونه رو گردانم ؟

من عاشق آفتاب تابانم

من روزی اگر به مرگ رو کردم

( از کرده خویشتن پشیمانم.)

من تشنه این هوای جان بخشم

دیوانه این بهار و پاییزم

تا مرگ نیامده است برخیزم

در دامن زندگی بیاویزم!



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 16802


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


شناسنامه کامل من...